لیلة القدر
عزیز دل مادر
شبهای قدر سال پیش تو در بطن مادر بودی ...زیر سقف آسمون با یک دست قرآن به سر میگرفتم و دست دیگرم روی شکمم بود و برات دعا میکردم...
امسال تو در آغوشم بودی و قرآن به سر بودم.
شیرخواره ام ، در آغوشم بودی و بالحسینِ بالحسینِ بالحسین سر دادم ...
تو اجابت دعای " ربِّ هب لی لدنک ذریة طیبة " منی که هر سال از خدا طلب میکردم.
تو تقدیر سراسر خیر و برکت منی که یکی از همین شبها برام مقدر شدی.
با اون دستهای کوچیکت برای مادر دعا کن.
از خدا بخواه که برات خوب مادری کنم.که فطرت خدایی و پاکت رو حفظ کنم.
امانت آسمونیه خدا ، معصوم کوچکم ، آسمونی بمون مادر
نکنه لطافتتو از دست بدی ...
خدایا امانم بده ...
روزی که مال و فرزند برای هیچکس سودمند نیست مگر آن کس كه دلى پاك به نزدت بیاورد.
خدایا امانم بده ...
در آن روزى كه بگريزد انسان از برادر و مادر و پدر و همسر و فرزندانش
براى هركس از ايشان در آن روز كارى است كه (فقط) بدان پردازد.
الهی عاقبت بخیر شوی مادر...
عبدصالح پروردگار باشی محمدصالحم...
آغاز میگردد در من سپیده ی صبحی دیگر ....