آغاز میگردد در من سپیده ی صبحی دیگر .... و نفس میگیرد عشقی دوباره پاک ... دوباره ناب ... دوباره بی ریا ... طلوع کن خورشید کوچکم .. طلوع کن ... صحن ظهورت میشوم تا ابد ... نه ! صحن جای کوچکی است ... آسمان میشوم برایت ... بمان .. سپیده شو ... وجودم از آن تو ... روشنش نما ...