نمازهای اول وقت در مسجد ، تلاوت قرآن ، مناجات رفتن های شبانه ، سفره افطار و سحر پر و پیمان ، افطاری گرفتن و ...

همه اینها برنامه مشترک ماه رمضانهای  سالهای پیشمان بود.

امسال اما ماه رمضانمان رنگ و بوی دیگه ای داره...

سجاده ای که وسط هال پهنه تا در اسرع وقت نمازم رو بخونم تا مبادا قضا بشه. و توش  به غیر از مهر و تسبیح جغجغه و اسباب بازی های پسرکم دیده میشه.

چادر نمازی که بوی شیر میده و رد شیر رو هرروز باید از روی اون شست!

تا به نماز خوندن مشغول میشم  گل پسر اگه خواب باشه بیدار میشه و اگر هم بیدار باشه میزنه زیر گریه!

قرآنی که هنوز به ۱ جزء هم نرسیده  ...

روزه ای که گرفته نمیشه تا غذای گل پسر کم نشه...

مسجد و مناجات هم که پیشکش ...

خدا حفظش کنه آقای پدر رو که شکایتی از کم وکسری سفره  افطار و سحر نداره.

 

خدایا این قلیل توسلات را  به لطف و کرمت قبول بفرما ...

 

پ.ن: حمل بر شکوه شکایت نیستا.خیلی هم خوشحالیم  از رنگ و بوی ماه مبارک امسال که لحظه افطار و سحر

قند عسلمون کنارمونه و شیرینی سفرمون رو مضاعف میکنه.